قیمت طلا از سال ۲۰۱۹ دو برابر شده است و افزایش آن در سال ۲۰۲۳ به طور قابل توجهی شتاب گرفته است (به نمودار ۱ مراجعه کنید). این افزایش غیرمنتظره است، چون افزایش نرخ بهره واقعی، کاهش تورم و دلار قوی باید قیمت طلا را کاهش می‌داد. خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور و سرمایه‌گذاران فردی تقاضا را افزایش داده و افزایش قیمت را توجیه می‌‎کند، در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیکی بالا و پایدار به ‌عنوان پس‌زمینه این تحولات عمل کرده است.

قیمت-یک-اونس-طلا
افزایش قیمت طلا در این دوره، چه به یورو یا دلار باشد، نسبتا یکسان است. در 29 آگوست 2024 (8 شهریور 1403)، هر اونس طلا 2,503 دلار آمریکا یا 2,265 یورو ارزش داشت

قیمت طلا عمدتاً با نوسانات تقاضا تعیین می‌شود

طلا هم یک کالای فیزیکی و هم یک دارایی مالی است که قیمت آن بر اساس میزان عرضه و تقاضا تعیین می‌شود: عرضه به حجم تولید و بازیافت وابسته است، در حالی که تقاضا به تقاضای طلا فیزیکی (جواهرات و فناوری) و طلای مالی بستگی دارد، که تابعی از تمایل سرمایه‌گذاران به طلا نسبت به سایر دارایی‌ها است.

  • عرضه عمدتاً بین تولید معدنی (که ۷۵ درصد عرضه در سال ۲۰۲۳ را تشکیل می‌دهد، منبع: شورای جهانی طلا) و بازیافت (۲۵ درصد) تقسیم می‌شود. تولید معدنی نسبتاً از یک سال به سال دیگر ثابت است و هزینه تولید هر اونس طلا حدود ۱,۳۰۰ دلار آمریکا برآورد می‌شود که به عنوان قیمت کف طلا در نظر گرفته می‌شود. سهم بازیافت در حال افزایش است (افزایش ۹ درصدی در سال ۲۰۲۳)، که با افزایش قیمت‌ها تقویت شده است، اما همچنان اندک است.
  • تقاضا عمدتاً توسط بخش جواهرات (۴۹ درصد) هدایت می‌شود، به دنبال آن بانک‌های مرکزی (۲۳ درصد)، سرمایه‌گذاران مالی (۲۱ درصد) و بخش الکترونیک (۷ درصد) که از طلا به عنوان یک ورودی کلیدی استفاده می‌کند. چین و هند بخش عمده‌ای از تقاضای جواهرات (۵۷ درصد) را به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که آمریکا و اروپا نقش کمتری دارند (یعنی مجموعاً ۲۱ درصد).

روندهای کلی در این مؤلفه‌های عرضه و تقاضا از سال ۲۰۱۸ نسبتاً ثابت بوده‌اند (به استثنای سال ۲۰۲۰، به دلیل شوک تقاضای منفی ناشی از همه‌گیری). عمدتاً به لطف افزایش بازیافت طلا، عرضه به‌طور آهسته در حال افزایش است، در حالی که رشد تقاضا بیشتر به بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور نسبت داده می‌شود.

قیمت طلا تابعی از نرخ بهره ایالات متحده و تورم، و همچنین ریسک‌گریزی است

طلا برخلاف سهام (سود سهام) و اوراق قرضه (بهره) یک دارایی بدون بازده است و هیچ ریسک طرف مقابلی ندارد (یعنی هنگامی که طلا به‌طور فیزیکی نگهداری می‌شود، هیچ خطری از بابت نکول صادرکننده وجود ندارد). قیمت طلا تابع چندین عامل است.

عوامل تقاضای صعودی:

الف. هنگامی که ریسک‌های ژئوپلیتیکی افزایش می‌یابند (همان‌طور که در حال حاضر در مورد جنگ اوکراین و تنش‌ها در خاورمیانه مشاهده می‌شود)، و به طور کلی زمانی که ریسک‌گریزی در بازارهای مالی افزایش می‌یابد، تقاضا برای طلا به میزان زیادی افزایش می‌یابد.

ب. طلا معمولاً به‌عنوان یک هِج و محافظ در برابر ریسک تورم در نظر گرفته می‌شود، اگرچه در واقعیت، تنها یک محافظ ناقص است. در حالی که همبستگی بین قیمت طلا و تورم از اواسط دهه ۱۹۷۰ تا پایان دهه ۱۹۸۰ گاهی مثبت بود، اما در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، در شرایط تورم‌زدایی جهانی، این همبستگی صفر یا حتی منفی بود. همبستگی بین قیمت طلا و سطح عمومی قیمت‌ها تنها در بلندمدت (۱۰ تا ۱۵ سال) به وضوح دیده می‌شود. با این حال، در کوتاه‌مدت، افزایش نگرانی‌های ناشی از تورم یا خود تورم معمولاً باعث افزایش قیمت طلا می‌شود.

ج. تأثیر این دو عامل با افزایش محبوبیت محصولات مالی پشتوانه طلا، مانند برخی صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETFs)، تقویت می‌شود که دسترسی هر دو گروه سرمایه‌گذاران خرد و نهادی به طلا را آسان‌تر کرده است. این امر به‌طور متقابل تقاضا برای طلای فیزیکی را افزایش داده است (چون این صندوق‌ها با ذخایر طلا پشتیبانی می‌شوند) و در نتیجه قیمت طلا را بالا برده است.

د. خریدهای بانک‌های مرکزی اقتصادهای نوظهور، که نشان‌دهنده نوعی تنوع‌بخشی به دور از دارایی‌های مبتنی بر دلار، چه به دلایل اقتصاد کلان و چه به دلایل ژئوپلیتیکی (فرایند «حذف وابستگی به دلار»)، است.

عوامل تقاضای نزولی:

الف. نرخ‌های بهره واقعی بالاتر هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش می‌دهد، چون طلا هیچ بازدهی ندارد. در نتیجه، در دوره‌های افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو (Fed)، طلا معمولاً ارزش خود را از دست می‌دهد، هرچند این روند اخیراً مشهود نبوده است (به نمودار ۲ مراجعه کنید).

ب. دلار قوی‌تر، که طلا را برای خریدارانی که ارز مرجع آن‌ها دلار نیست، گران‌تر می‌کند. دلار قوی همچنین نشان‌دهنده اعتماد به اقتصاد ایالات متحده است و جذابیت طلا را به‌عنوان یک دارایی امن کاهش می‌دهد.

ج. به‌طور کلی، اشتهای ریسک با طلا رابطه منفی دارد، چون سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند به جای دارایی‌های تدافعی مانند وجه نقد، اوراق قرضه دولتی و طلا، در دارایی‌های پرریسک مانند سهام و اوراق قرضه شرکتی سرمایه‌گذاری کنند.

قیمت-طلا-و-نرخ-بهره
همبستگی سنتی بین قیمت طلا به دلار (آبی) و نرخ های بهره واقعی ایالات متحده (نرخ اوراق قرضه 10 ساله خزانه داری ایالات متحده با نرخ تورم (نارنجی) کاهش یافته است) از نظر تاریخی درست است، با این حال از ابتدای جنگ در اوکراین این همبستگی از بین رفته است. (در ادامه بخوانید)

به نظر می‌رسد که افزایش قیمت طلا از سال ۲۰۲۱ عمدتاً به دلیل خریدهای بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور بوده است

 بین ماه‌های مارس تا آگوست ۲۰۲۴، طلا هر ماه رکورد قیمت تاریخی خود را به صورت اسمی شکست و قیمت آن در ماه آگوست از مرز ۲,۵۰۰ دلار آمریکا در هر اونس عبور کرد. زمانی که برای تورم تعدیل شود، قیمت طلا (به نمودار ۳ مراجعه کنید) به بالاترین سطح مشاهده شده در سال ۱۹۸۰ که ناشی از شوک تورمی بحران نفت بود و بالاترین سطح سال ۲۰۱۱ که در اثر بحران بدهی حاکمیتی در منطقه یورو رخ داد، نزدیک است. همچنین، این قیمت از بالاترین سطح ناشی از شوک مربوط به همه‌گیری بیماری در سال ۲۰۲۰ عبور کرده است.

نمودار-3-قیمت-واقعی-طلا
قیمت واقعی طلا به دلار در هر اونس مطابق با قیمت دلار اسمی آن است که با نرخ تورم ایالات متحده کاهش یافته است. اگرچه هنوز از قیمت سال 1980 خود فراتر نرفته است، اما به این قله نزدیک می‌شود که ناشی از فشار تورمی قوی ناشی از شوک دوم نفتی سال 1979 بود.

در دوره اخیر، تعدادی از عواملی که به‌طور سنتی به کاهش قیمت طلا کمک می‌کنند، همزمان رخ داده‌اند:

  • از سال ۲۰۲۲ به بعد، به دلیل بهبود چشمگیر اقتصاد ایالات متحده، دلار تقویت شد، که منجر به افزایش شدید تورم گردید و فدرال رزرو را مجبور کرد تا سریعاً سیاست پولی خود را سخت‌تر کند.
  • چرخه افزایش نرخ‌های بهره از سوی فدرال رزرو کمک کرد تا نرخ‌های بهره واقعی افزایش یابد، که از اواسط سال ۲۰۲۳ دوباره به قلمرو مثبت بازگشت، در حالی که از سال ۲۰۱۹ تا قبل از آن منفی بود (به نمودار ۲ مراجعه کنید).
  • با وجود افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی در سطح جهانی، ریسک‌گریزی در بازارهای مالی، که با نوسانات سهام ارزیابی می‌شود، در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد (به استثنای جهش نوسانات در ۵ آگوست ۲۰۲۴ که به سرعت فروکش کرد).
  • خروج جهانی سرمایه از صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETFs) که در طلا سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در سال ۲۰۲۳ و تا ماه مه ۲۰۲۴ روند نزولی داشته است.

با وجود این شرایط، قیمت طلا به شدت افزایش یافته و همبستگی سنتی قوی بین قیمت طلا و خروج سرمایه از ETFs یا با نرخ‌های بهره واقعی ایالات متحده از زمان آغاز جنگ در اوکراین را بی‌اعتبار کرده است (به نمودار ۳ مراجعه کنید). به نظر می‌رسد که این جهش با توجه به سرمایه‌گذارانی که به دلایل غیرمالی خرید می‌کنند و تحت تأثیر تنش‌های ژئوپلیتیکی قرار گرفته‌اند، توجیه می‌شود.

طبق داده‌های شورای جهانی طلا (World Gold Council)، بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور، به رهبری روسیه و چین، اصلی‌ترین خریداران در بازار طلا بوده‌اند (به نمودار ۴ مراجعه کنید). تحریم‌های مالی (که اغلب از دلار به عنوان ابزار استفاده می‌کنند) و افزایش مجدد تنش‌های ژئوپلیتیکی ممکن است برخی از بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور را تشویق کند تا ذخایر ارزی خود را به طلا تبدیل کنند و از دارایی‌های مبتنی بر دلار فاصله بگیرند. اگرچه دلار همچنان ارز غالب است، سهم آن در ذخایر بانک‌های مرکزی به ۵۹ درصد کاهش یافته است، که پایین‌ترین سطح در ۲۵ سال گذشته است (منبع: صندوق بین‌المللی پول). به طور کلی، تقاضا برای طلا از سوی بانک‌های مرکزی طی دو سال گذشته (از ۳۰ مارس ۲۰۲۱ تا ۳۰ مارس ۲۰۲۳) نسبت به سال‌های قبل دو برابر شده است، که تأثیر قابل‌توجهی بر قیمت طلا داشته است.

نمودار-4-طلا-به-عنوان-ذخیره-بانک-های-مرکزی

علاوه بر این، از سال ۲۰۲۴، خانوارهای چینی و هندی به‌طور قابل‌توجهی سرمایه‌گذاری خود در طلا (غیر از جواهرات) را افزایش داده‌اند (به ترتیب ۶۸ درصد و ۱۹ درصد بیشتر بین سه‌ماهه اول ۲۰۲۳ و سه‌ماهه اول ۲۰۲۴، طبق داده‌های شورای جهانی طلا)، که ظاهراً برای متنوع کردن سبدهای سرمایه‌گذاری خود در مواجهه با افت شدید بازارهای املاک و سهام در چین و افزایش ظرفیت پس‌انداز در هند بوده است.