آنچه در این مطلب می خوانید
با نزدیک شدن به پایان سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳)، طلا و نقره با درخششی چشمگیر تقریباً ۴۰ درصد بازدهی ارائه دادند. سرمایهگذاران سهام طلا سال متفاوتی را تجربه کردند؛ شرکتهای معدنی بزرگ عملکردی چشمگیر داشتند، در حالی که شرکتهای اکتشافی کوچکتر در رکود به سر بردند.
حال بیایید سه نکتهای که برایان چو (Brian Chu) پیشنهاد میکند در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) مدنظر داشته باشید تا بتوانید ب هطور مؤثر سبد فلزات گرانبهای خود را مدیریت کنید، مرور کنیم.
در حالی که به پایان سال نزدیک میشویم، چه سالی برای فلزات گرانبها رقم خورد!


ارزش دلاری طلا در طول سال حدود ۳۰ درصد افزایش یافت. قیمت نقره نیز به همان میزان رشد کرد.
در مقیاس دلار استرالیا، اوضاع حتی بهتر بود. قیمت طلا تقریباً ۴۰ درصد رشد کرد، در حالی که قیمت نقره بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت. ضعف دلار استرالیا به استرالیاییهایی که فلزات گرانبها دارند کمک کرد تا اندکی ثروتمندتر شوند.
با این عملکرد چشمگیر، آیا طلا و نقره میتوانند در سال آینده نیز سالی درخشان داشته باشند؟
چه وضعیتی در انتظار سهام شرکتهای معدنی فلزات گرانبها است؟
بیایید امروز این موضوع را بررسی کنیم.
نتایج متناقض در اقتصاد جهانی
امسال اقتصاد جهانی نتایج متناقضی را تجربه کرد. قیمت داراییها به طور کلی افزایش یافت و شکاف ثروت را گسترش داد.
بسیاری از افراد به سختی دریافتهاند که سرمایهگذاری در مکانهای مناسب اهمیت بیشتری دارد تا تکیه بر حقوق و دستمزدی که آنها را در مواجهه با افزایش هزینههای زندگی، از دست دادن شغل و بدهیها سرپا نگه دارد.
سرمایهگذاری در فلزات گرانبها: برندگان و بازندگان
کسانی که در داراییهای فلزات گرانبها سرمایهگذاری کردند، موفقیتهایی را تجربه کردند. خریداران شمش طلا و نقره یا صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) میتوانند جشن بگیرند. خریداران سهام شرکتهای تولیدکننده بزرگ طلا و توسعهدهندگان باسابقه نیز بازدهی قابل توجهی به دست آوردند. اما شرکتهای کوچکتر همچنان با تخفیفهای عمیق مواجه هستند.
فراتر از قیمت طلا
اگرچه بسیاری معتقدند قیمت طلا تعیینکننده سرنوشت شرکتهای معدنی طلا است، من بیش از یک دهه پیش آموختم که این تنها عامل نیست.
علاوه بر قیمت طلا، عوامل مهم دیگری شامل نفت، شاخص دلار آمریکا (DXY) و نقره نیز نقش کلیدی ایفا میکنند.
چرا این عوامل اهمیت دارند؟
این عوامل همگی به موفقیت شرکتهای معدنی طلا و درک بازار از آنها به عنوان گزینههای سرمایهگذاری کمک میکنند.
در ادامه، توضیح خواهیم داد که چگونه این عوامل عمل میکنند و چه رویدادهایی را باید در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) مدنظر داشته باشید.
تمرکز بر سیاست “اول آمریکا“
با بازگشت دولت ترامپ (Trump) در تاریخ ۳۰ دی ۱۴۰۳ (۲۰ ژانویه ۲۰۲۵)، انتظار میرود سیاست “اول آمریکا” شکل گیرد. این سیاست شامل اولویت دادن به منافع کشور پیش از ایفای نقش پلیس جهانی و دخالت در امور سایر کشورها است.
ابعاد اقتصادی
دولت ترامپ تعرفههایی بر برخی از شرکای تجاری و رقبا اعمال خواهد کرد، تولید را به داخل کشور بازخواهد گرداند و بخشهای پرهزینه دولت را کاهش خواهد داد.
ابعاد ژئوپلیتیکی
ایالات متحده از استفاده از نیروی نظامی برای اعمال نفوذ فاصله خواهد گرفت و به جای آن به عنوان مذاکرهکننده کلیدی بین کشورها برای مدیریت امور منطقهای آنها عمل خواهد کرد. این تغییر میتواند بار مالیاتی را از دوش مالیاتدهندگان بردارد و منابع مالی را برای توسعه داخلی آزاد کند.
تأثیرات بر دلار آمریکا و طلا
انتظارات از دولت ترامپ پیش از شروع به کار، ارزش دلار آمریکا را در برابر اکثر ارزهای اصلی تقویت کرده است. شاخص دلار آمریکا (DXY) از زمان پیروزی ترامپ نزدیک به ۵ درصد افزایش یافته، که این امر باعث کاهش قیمت طلا به میزان ۳ تا ۴ درصد نسبت به بالاترین سطح مشاهدهشده در ماه اکتبر شده است.

اگر دولت ترامپ موفق شود در کشورهای مختلف صلح برقرار کند و سیاست اقتصادی آن به کاهش کسری بودجه و افزایش بهرهوری کمک کند، دلار آمریکا میتواند بیشتر تقویت شود، و این موضوع ممکن است باعث کاهش قیمت طلا در مقیاس دلار آمریکا شود.
با این حال، یک دلار قویتر آمریکا میتواند کاهش قیمت طلا را برای ما جبران کند.
همانطور که مشاهده کردهاید، ارزش دلار استرالیا در ماه گذشته کاهش یافته و به زیر ۶۵ سنت آمریکا رسیده است. این اتفاق علیرغم حفظ نرخ بهره ۲۴ ساعته نقدی توسط بانک مرکزی استرالیا (RBA) رخ داده است.
اگر بانک مرکزی استرالیا تصمیم بگیرد به سایر بانکهای مرکزی در کاهش نرخ بهره بپیوندد، ممکن است ارزش دلار استرالیا بیشتر سقوط کند.
در حالی که دولت ترامپ به دنبال اجرای برنامههای خود است، اعضای کنگره از هر دو حزب اعلام کردهاند که تلاش میکنند این برنامهها را محدود کنند.
این بنبست میتواند کسری بودجه دولت را تشدید کرده و بهرهوری را کاهش دهد. این شرایط ممکن است تورم را دوباره تسریع کند، که به نفع طلا و به ضرر دلار آمریکا خواهد بود.
پایان دستور کار سبز: احیای سوختهای فسیلی چه تأثیری بر داراییهای طلا خواهد داشت؟
دستور کار سبز نقشی کلیدی در ایجاد بحران در اقتصاد جهانی ایفا کرد. تعطیلی نیروگاههای هستهای و تولیدکنندگان زغالسنگ و نفت و جایگزینی آنها با پنلهای خورشیدی، مزارع بادی و فناوریهای انرژی آزمایشی نتیجه معکوس داشته است.
این سیاست نه تنها محیط زیست پاکتری به ارمغان نیاورده، بلکه به تخصیص اشتباه فاجعهباری از سرمایه منجر شده است.
کشورهایی که این دستور کار را اجرا کردند، با افزایش هزینههای برق، کاهش بهرهوری و در بسیاری از موارد قطعی برق و کاهش توان الکتریکی مواجه شدند.
چندین دولت به دلیل این اشتباهات از قدرت کنار گذاشته شدند، اما ممکن است زمان زیادی برای معکوس کردن این مشکلات لازم باشد.
بازگشت به رویکرد منطقی با احیای استفاده و توسعه سوختهای فسیلی ممکن است بهرهوری جهانی را بازگرداند. افزایش توسعه میادین نفت و گاز در ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی میتواند توانایی کشورهای عضو اوپک (OPEC) را برای کنترل قیمت نفت کاهش دهد. این اقدام ممکن است از افزایش قیمت نفت جلوگیری کرده و تورم را مهار کند.
کاهش قیمت نفت ممکن است به بهبود حاشیههای عملیاتی شرکتهای معدنی طلا کمک کند. دلیل این امر تأثیر آن بر نسبت طلا-نفت است (تعداد بشکههای نفتی که میتوان با یک اونس طلا خریداری کرد).
نسبت طلا-نفت در حال حاضر ۳۸-۳۹ است، سطحی که در دهه گذشته به ندرت دیده شده است:

تولیدکنندگان طلا در حال حاضر در موقعیت مطلوبی فعالیت میکنند.
در حالی که کاهش قیمت نفت میتواند به نفع نسبت طلا-نفت باشد، بهبود بهرهوری جهانی نیز ممکن است باعث کاهش قیمت طلا و کاهش این نسبت شود. حتی اگر این نسبت به ۳۰ کاهش یابد، تولیدکنندگان طلا همچنان در موقعیتی قوی قرار دارند تا حاشیههای سود قابل توجهی ارائه دهند، که آنها را به یک گزینه سرمایهگذاری جذاب تبدیل میکند.
آیا نقره میتواند حبابی در سهام طلا ایجاد کند؟
در نهایت، بیایید نگاهی به نقره بیندازیم.
طلا در پنج سال گذشته یک روند صعودی طولانی داشته است، بهجز توقفی در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱)، زمانی که فدرال رزرو و بانکهای مرکزی چرخه افزایش شدید نرخ بهره را آغاز کردند که در اواسط ۲۰۲۳ (۱۴۰۲) پایان یافت.
عملکرد نقره در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) نسبتاً محدود بود. اما از ماه می امسال یک روند صعودی را آغاز کرد. همانطور که در نمودار زیر مشاهده میکنید، اگرچه دستاوردهای نقره چشمگیر بوده است، اما در بلندمدت همچنان به طور قابل توجهی از طلا عقبتر است:

نکته قابل توجه این است که نقره در چرخه صعودی بزرگ طلا در سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۱ (۱۳۸۹-۱۳۹۰) یک روند صعودی خارقالعاده را تجربه کرد.
در آن زمان، ابتدا قیمت طلا افزایش یافت. سپس قیمت نقره این فاصله را پر کرد و حتی از طلا پیشی گرفت.
این بار، طلا با فاصله بیشتری جلو افتاده است. قیمت نقره در میانه سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) بهسرعت در طی سه ماه افزایش یافت تا فاصله را کم کند، اما این فاصله از آن زمان دوباره افزایش یافته است.
در حال حاضر، نقره با قیمت ۳۱ دلار در هر اونس معامله میشود، که حدود ۳۵ درصد پایینتر از رکوردهای خود در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) است.
اما این تنها نیمی از ماجراست.
بیایید نگاهی به ارزش نقره پس از تعدیل بر اساس شاخص دلار آمریکا (DXY) بیندازیم:

قیمت نقره امروز با قیمت آن در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) قابل مقایسه است. علاوه بر این، شرایط فعلی برای نقره مطلوب به نظر میرسد. قیمت نقره امسال دو بار صعود کرد و سپس برای ساخت یک پایه قیمتی عقبنشینی کرد.
چه چیزی میتواند یک صعود برای نقره در سال ۲۰۲۵ ایجاد کند؟
حرکت بیشتر طلا به سمت ۳,۰۰۰ دلار میتواند همان جرقهای باشد که نقره نیاز دارد.
اگر نقره از این سطح عبور کند، ممکن است شاهد یک حرکت بزرگ به سمت سهام طلا، به ویژه در میان شرکتهای اکتشافی و توسعهدهندگان اولیه باشیم. این صعود میتواند سودهای چشمگیری به همراه داشته باشد، البته اگر شرکتهای مناسبی را انتخاب کنید!
سخن پایانی
در حالی که دولت ترامپ ممکن است سیاستهای اقتصادی و خارجی را اجرا کند که قدری عقلانیت به جهان بازگرداند، مقاومتهای داخلی و خارجی میتواند جهان را به سمت آشفتگی سوق دهد.
چنین آشفتگیای میتواند موجب صعود قیمت طلا و نقره شود.
برای رفاه همه مردم جهان، امیدوارم این اتفاق نیفتد.
با این حال، بهبود اقتصادی و جهانی نیز ممکن است قیمتهای طلا و نقره را افزایش دهد. با ادامه افزایش بدهیهای جهانی در آینده قابل پیشبینی، طلا و نقره از این شرایط سود خواهند برد.
این فلزات ممکن است به جایی که دوست داریم برسند، فقط به زمان بیشتری نیاز دارند.