آنچه در این مطلب می خوانید
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایالات متحده، مردم این کشور دونالد ترامپ (Donald Trump) را به عنوان رئیس جمهور انتخلب کردند. اما اینطور به نظر میرسد که شخص دیگری کنترل سرنوشت جمعی آنها را به دست گرفته است.
ما قبلاً او را در نقشهای مختلف میشناختیم—کسی که توییتر را خرید و بیش از نیمی از کارکنانش را اخراج کرد، مخترعی که برنامه فضایی را دوباره زنده کرد، و خودروسازی که کامیونهای جدیدش باعث میشود کودکان در خیابان متوقف شوند و خیره نگاه کنند. ایلان ماسک (Elon Musk) به صورتی ناگهانی وارد عرصه سیاست شده است و به تیتر اصلی تجمعات سیاسی، هدایتکننده انتصابات دولتی، و تعیینکننده برنامههای رئیسجمهور بعدی ایالات متحده تبدیل شده است.
ایلان ماسک؛ فراتر از ثروت و قدرت
بیش از سه سال است که او یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد جهان است. بازارها بر اساس توییتهای او اوج میگیرند یا سقوط میکنند. فضانوردان با سفینههای فضایی او پرواز میکنند. ارتشها با سیگنالهای ماهوارههای او پیشروی میکنند. نظریههای توطئه از طریق پذیرش او به جریان اصلی تبدیل میشوند. اما فقط در کانون توجه این انتخابات بود که دامنه کامل نفوذ او آشکار شد.
از زمان ویلیام راندولف هرست (William Randolph Hearst)، غول روزنامهنگاری که تقریباً یک قرن پیش مسیر صعود فرانکلین دی. روزولت (FDR) را هموار کرد، هیچ شهروند عادی تا این حد بر جنبههای مختلف زندگی آمریکایی—فرهنگ، رسانه، اقتصاد، و اکنون سیاست—تأثیر نگذاشته است.
در کنار او، حتی ترامپ نیز گاهی بهنظر میرسد در برابرش خیره مانده است، نه به عنوان یک رئیس بلکه به عنوان همراهی برای مردی که این سیاره و چالشهایش برای او کافی نیستند.

شراکت ناپایدار: ایلان ماسک و ترامپ در مسیر برخورد؟
فعلاً، آنها مانند شرکایی عمل میکنند که از طریق معامله خدمات و تمایل مشترک به ایجاد تغییر در نهادهای دولتی به هم پیوند داده شدهاند. ممکن است برای مدتی فرمانها را با یک صدا صادر کنند، اما برنامههای آنها در همه موارد همسو نیست. هر دو ارادهای قوی، تصمیمگیریهای آنی، و عادت به ریاست دارند. اگر با یکدیگر درگیر شوند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
در چنین مبارزهای، ممکن است ماسک دست برتر را نداشته باشد. تاریخ پر از ویرانیهایی است که توسط تصمیمگیرانی ایجاد شده که علیه رهبرانی که به قدرت رسانده بودند، جنگیدند. مهم نیست ماسک چقدر ثروت یا نفوذ جمعآوری کند، ابزارهای قدرت دولتی در دست رئیسجمهور باقی خواهند ماند، و اگر ترامپ تصمیم بگیرد از این ابزارها علیه میلیاردر کمککننده به بازگشتش به کاخ سفید استفاده کند، اوضاع پیچیده خواهد شد.
انگیزههای ماسک: پول یا چیز دیگر؟
در نهایت، دوام این شراکت ممکن است به انگیزههای ماسک بستگی داشته باشد: چه چیزی او را به یک پیامآور جنبش MAGA* تبدیل کرد؟ اگر هدف او فقط پول بود، به نظر میرسد که به هدف خود رسیده است.
ارزش ثروت او در هفته پس از انتخابات بیشتر از ۵۰ میلیارد دلار افزایش یافت و به بیش از ۳۲۰ میلیارد دلار رسید، چون سرمایهگذاران به شدت به خرید سهام تسلا روی آوردند. اما ثروت هرگز وسواس ماسک نبوده است. روشی که او ثروتش را بر روی پروژههای پرشور و عجیب، مانند ایجاد یک گلخانه روی مریخ، سرمایهگذاری کرده است، به اندازه کافی ثابت میکند که او متفاوت از افراد معمولی یا حتی فرضیانی که در استارشیپ ترامپ هستند، رؤیاپردازی میکند.
افرادی که به ماسک نزدیک هستند میگویند هدف نهایی او از زمان راهاندازی شرکت موشکی اسپیسایکس در سال ۲۰۰۲ تغییر نکرده است. (از جمله سرمایهگذاران این شرکت مارک و لین بنیوف (Marc and Lynne Benioff)، صاحبان مجله تایم (TIME)، هستند.) برای بیش از دو دهه، نهنگ سفید ماسک سیاره سرخ بوده است. این موضوع حتی روی تیشرت محبوب او نیز نوشته شده است: «اشغال مریخ». یکی از اعضای حلقه اجتماعی ماسک که اخیراً با او درباره برنامههایش صحبت کرده است، میگوید:
«همه چیز به این مأموریت اختصاص دارد. او متوجه شده است که کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بر بودجههای دولتی ایالات متحده، ما را در طول زندگی او به مریخ خواهد رساند. انجام این کار به صورت خصوصی کندتر خواهد بود.»
این بدان معنا نیست که مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه رؤیای ماسک برای سفر بینسیارهای را پرداخت خواهند کرد. اما وقتی که دیدگاههای عجیب و غریب افراد خلاق کنترل دولت را به دست میگیرند، معمولاً جامعه بهایی را میپردازد. میلیونها آمریکایی، از کارگران بازنشسته کارخانهها گرفته تا فارغالتحصیلان بدهکار و کودکان تازه متولدشده، از برنامههای اجتماعی بهرهمند میشوند که ماسک قول کاهش آنها را داده است. با وجودی که ماسک روزانه توییتهای متعددی برای ۲۰۵ میلیون دنبالکننده خود ارسال میکند، از زمان تبدیل شدنش به مشاور رئیسجمهور منتخب، از پاسخ دادن به پرسشهای خبرنگاران، از جمله در این مورد، خودداری کرده است. او تماسهای گزارششدهاش با مخالفان آمریکا، از چین و روسیه گرفته تا ایران، را توضیح نداده است. همچنین به تضاد منافع ناشی از ایفای نقش کلیدی در دولتی که رگولاتورهای آن در حال بررسی کسبوکارهای او هستند، نپرداخته است.
تا کنون، به نظر میرسد ترامپ از این همکاری راضی است. در میانه سخنرانی پیروزی خود در ۶ نوامبر، او چهار دقیقه را به تحسین ماسک، «ابرنابغهای» که بازی میدانی او را در پنسیلوانیا هدایت کرد، اختصاص داد. گفته میشود ماسک هزینههای کارزارهایی را پرداخت کرده که به ۱۱ میلیون در خانه کوبیدهاند و ونهایی را استخدام کرده تا پیروان آمیش، یک مذهب مسیحی آناباپتیست، را به حوزههای رأیگیری ببرند. ترامپ از صحنه فلوریدا فریاد زد: «ما یک ستاره جدید داریم! ستارهای متولد شده—ایلان!» تنها بعد از ۱۹ دقیقه، رئیسجمهور منتخب دوباره به متنرسان خود نگاه کرد و به یاد آورد از رأیدهندگانش تشکر کند.
ماسک: نماد خلاقیت در کارزار ترامپ
اهمیت ماسک برای کارزار ترامپ بسیار فراتر از ۱۲۰ میلیون دلاری بود که او سرمایهگذاری کرد، برنامه میدانی که ایجاد کرد، یا تقویت رسانههای اجتماعی که فراهم کرد. از نظر بسیاری از جوانانی که به تعداد بیسابقهای به سمت ترامپ گرایش پیدا کردند، ماسک نمادی ایدهآل بود. او حس خلاقیت و امکانپذیری را به نمایش نوستالژیکی که ترامپ ارائه میداد تزریق کرد. اگر ترامپ با وعده نابودی نهادهای فاسد هوادارانش را به وجد میآورد، ماسک نماد ساختن چیزهای جدید و حل مشکلات سخت بود. در گردهماییهای ترامپ، در کنار ماسکی که مانند یک ماجراجوی بازیهای رایانهای فعال بود، او چندان پیر به نظر نمیرسید. و وقتی که بزرگترین نوآور عصر ما، با سابقهای از انجام طرحهای شگفتانگیز، قول کاهش هزینهها به میزان ۲ تریلیون دلار را داده بود، برای مخالفان ترامپ دشوارتر شد که تیم او را مجموعهای از افراد کمهوش نشان دهند.

موفقیتهای ماسک در برابر انتقادها از ترامپ
هرچند دموکراتها بارها یادآوری کردند که ثروت ترامپ از طریق میراث خانوادگی، ورشکستگیهای متعدد و سالها بینظمی شرکتی به دست آمده، نمیتوانستند دستاوردهای ماسک به عنوان یک تاجر را انکار کنند. حتی سناتور برنی سندرز (Bernie Sanders)، که معمولاً از طبقه میلیاردرها انتقاد میکند، در یک پادکست اخیر انتقاد خود را تعدیل کرد: «ایلان ماسک یک تاجر بسیار، بسیار پرانرژی و توانمند با دستاوردهایی بسیار چشمگیر است. او میگوید، من میتوانم در یک هفته بیشتر از آن چه دولت در پنج سال انجام دهد، کار کنم، و از جهاتی حق با اوست.»
رهبری بیرون از سیستم: چیزی که رأیدهندگان میخواهند
در زمانی که اعتماد به دولت به شدت کاهش یافته است، بسیاری از رأیدهندگان فقط یک چیز میخواهند ببینند: فردی توانمند، بیرون از سیستم، بیرحم و مستقل که میداند چگونه یک ماشین عظیم را کارآمدتر، سریعتر و پربارتر کند. وعده ماسک برای انجام این کار با بوروکراسی آمریکایی، از پیش حرکتی ایجاد کرده و زمینهای برای کاهش هزینهها فراهم آورده است، در مقیاسی که واشنگتن سالها ندیده است. این برنامه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ چندان پیش نرفت. میلیونها نفر به شغلهای دولتی و حمایتهایی که رگولاتورها در برابر کسبوکارهای بهرهجو ارائه میدهند، وابستهاند؛ همان کسبوکارهایی که مشکلاتی مانند سوءمصرف مواد افیونی و سیگار به عنوان درمان آسم را به ما دادند. اما جمهوریخواهان دولت مشتاق هستند با ماسک وارد نبردهای دشوار بر سر بودجه و اصلاح برنامههای رفاهی شوند. بسیاری از آمریکاییها نیز از آنها حمایت خواهند کرد.
نمایشی از توانمندی در بوکا چیکا (Boca Chica)
در جریان کارزار انتخاباتی، قانعکنندهترین استدلال ماسک نه در برنامه جو روگان (Joe Rogan) بود و نه در صحنههای گردهمایی ترامپ. بلکه در سکوی پرتاب در بوکا چیکا، تگزاس بود، جایی که شرکت هوافضای ماسک دنیا را با گرفتن یک موشک بازگشتی به کمک بازوهای روباتیک شگفتزده کرد. اگر فردی که این کار را انجام داده، با این شدت از ترامپ حمایت میکند، آیا ترامپ نمیتواند حداقل بخشی از آنچه وعده داده را محقق کند؟
جوانان، رأیدهندگان کلیدی در حمایت از ترامپ
بسیاری از رأیدهندگان بهویژه جوانانی که ماسک (Elon Musk) با اعتمادبهنفس خود برای ترامپ (Donald Trump) هدف گرفته بود، به این باور رسیدهاند. ماسک شب قبل از انتخابات به روگان (Joe Rogan) گفت: «بزرگترین عامل در اینجا این است که مردان باید رأی بدهند.» روز بعد، وقتی ۶۰ درصد مردان سفیدپوست به ترامپ رأی دادند، ماسک توییت کرد: «سوارهنظام رسید.» اما جذابیت او فراتر از جامعه مردسالار گسترش یافت. او همچنین گروهی از رأیدهندگانی را تحت تأثیر قرار داد که از شخصیت ترامپ بیزار بودند اما سیاستهای او آنها را هیجانزده کرده بود. تحلیلگران تلویزیونی گفتند این افراد به یک «ساختار مجوز» نیاز داشتند؛ ماسک چنین ساختاری را برای زنانی مانند بتی استچ (Betsy Stecz) در حومه شهر فراهم کرد. هنگامی که استچ در صف یکی از گردهماییهای ماسک در ماه اکتبر در لنکستر، پنسیلوانیا، ایستاده بود، حس آسودگی خود را اینگونه توصیف کرد: «بالاخره مردم احساس میکنند که میتوانند سرشان را بالا بگیرند و بگویند: من از رأی دادن به دونالد ترامپ شرمنده نیستم.» به نظر او دلیل این تغییر ماسک بود.
ماسک و تأثیرش در انتقال قدرت ترامپ
با توجه به نقش او در این پیروزی، شاید ماسک انتظار نوعی پاداش را داشت. اما جایگاه او در دوران انتقالی ترامپ ظاهراً برخی از اعضای تیم آنها را نگران کرده است. در بیشتر ماه نوامبر، ماسک در مارالاگو (Mar-a-Lago) مستقر بود، درباره انتخاب اعضای کابینه نظر میداد و به ترامپ در مورد اولویتبندی سیاستها مشاوره میداد. او با رئیسجمهور منتخب گلف بازی میکرد، در یک مسابقه مبارزه نهایی (Ultimate Fighting Championship) کنار او مینشست و با خانواده ترامپ عکس میگرفت؛ یکی از نوهها در شبکههای اجتماعی نوشت که ماسک به «جایگاه عمو» دست یافته است. ماسک اصطلاح متفاوتی برای موقعیت خود ابداع کرد: «دوست اول» (First Buddy).

حتی این توصیف نیز کمتر از واقعیت بود. رهبران ترکیه و اوکراین ایلان ماسک را در تماسهای خود با ترامپ همراه کرده بودند. گزارش شده که یک فرستاده از ایران، که متهم به تلاش برای ترور ترامپ است، با ماسک ملاقات کرده تا درباره کاهش تنشها گفتگو کند. (وزارت امور خارجه ایران این دیدار را تکذیب کرده است.) هنگامی که جمهوریخواهان مجلس نمایندگان ترامپ را به یک جلسه پشت درهای بسته در کاپیتول هیل دعوت کردند، ماسک همراه او بود و پنجره خودروی او در کاروان ترامپ برچسب GUEST 1 داشت.
در این مقطع، ترامپ او را برای مدیریت یک نهاد جدید به نام وزارت کارایی دولت (Department of Government Efficiency) منصوب کرده بود. اختصار این وزارتخانه، DOGE، اشارهای به رمز ارز با تم سگ بود که ماسک به عنوان یک شوخی تبلیغ کرده بود. اما مأموریت آن جدی بود. ترامپ ادعا کرد که این نهاد وظیفه “برچیدن” بوروکراسی فدرال و “بازسازی” سازمانهای دولتی را دارد.
ماسک در این خصوص گفت:
«این اقدام شوک بزرگی به سیستم وارد خواهد کرد.»
نفوذ بالقوه ماسک بر آژانسهای دولتی
این نهاد جدید میتواند به ماسک نفوذ بیشتری بر بسیاری از آژانسهایی که کار او را نظارت میکنند، بدهد. چند هفته پیش از روز انتخابات، اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهها (NHTSA) اعلام کرد که در حال تحقیق درباره خودروهای خودران تسلا (Tesla) پس از گزارشهایی از تصادفات است. در ماه ژوئن، مقامات کالیفرنیا تسلا را ملزم کردند تا “نقضهای مداوم کیفیت هوا” در کارخانه فریمونت (Fremont) را اصلاح کند. تسلا گفته است که خودروهایش ایمن هستند و تأسیسات آن مطابق با استانداردهای زیستمحیطی عمل میکنند.
اسپیسایکس (SpaceX) نیز با اداره هوانوردی فدرال (FAA) درگیریهایی داشته است، که ماسک در ماه سپتامبر تهدید به شکایت از آن به دلیل تجاوز به اختیاراتش کرد. بر اساس بررسی نیویورک تایمز (New York Times)، شرکتهای ماسک با حداقل ۲۰ پرونده قانونی و تحقیقات نظارتی از “همه بخشهای دولت” مواجه هستند. ماسک و نمایندگانش از اظهارنظر یا پاسخ به سوالات مجله تایم (TIME) درباره این مقاله، از جمله در مورد تضادهای احتمالی منافع، خودداری کردند.
عدم وضوح در اصول مدیریتی ماسک
ماسک هنوز توضیح نداده است که چه اصولی راهنمای اصلاحات او در بوروکراسی خواهد بود. ویوک راماسوامی (Vivek Ramaswamy)، سرپرست دیگر وزارت کارایی دولت (DOGE)، در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان بر پلتفرمی طرفدار کسبوکار و لیبرترینیسم رقابت کرد. در مقابل، سیاستهای ماسک، کمتر قابل پیشبینی است. او این تابستان خود را “بهطور تاریخی، یک دموکرات میانهرو” معرفی کرد و تغییرات اقلیمی را به عنوان چالش تعیینکننده عصر ما توصیف کرد. در سال ۲۰۰۸، زمانی که باراک اوباما (Barack Obama) برای ریاستجمهوری کاندید شد، ماسک شش ساعت در صف ایستاد تا دست او را بفشارد.
روابط پرتنش با ترامپ
رابطه ماسک و ترامپ اغلب پرتنش بوده است. دیدگاههای آنها درباره تعرفهها کاملاً متفاوت است، و ماسک کمتر از شش ماه به عنوان مشاور کاخ سفید در سال ۲۰۱۷ فعالیت کرد و سپس در اعتراض به سیاستهای اقلیمی ترامپ استعفا داد. پنج سال بعد، ماسک گفت که وقت آن است که ترامپ “به غروب برود”، که پاسخ خشمگینانهای را برانگیخت. ترامپ گفت:
«ایلان باید روی بیرون آوردن خودش از آشفتگی توییتر تمرکز کند، چون ممکن است ۴۴ میلیارد دلار برای چیزی بدهکار شود که شاید بیارزش باشد.»
ماجراجویی پرهزینه ماسک با خرید توییتر
ترامپ نکتهای قابل توجه داشت. خرید توییتر (Twitter) توسط ماسک (Elon Musk) از نظر کسبوکار منطق چندانی نداشت. او حداقل دو برابر ارزش واقعی این شرکت در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) پرداخت کرد و سپس هفتهها به تخریب جریانهای درآمدی و اخراج استعدادهای آن پرداخت. ماسک گفته است که تعداد کارکنان شرکت تحت رهبری او از ۸,۰۰۰ نفر به حدود ۱,۵۰۰ نفر کاهش یافته است.
به نظر میرسید برخی از پستهای او در این پلتفرم، که نام آن را به X تغییر داد، مانند اقداماتی از خودزنی شرکتی باشد. یکی از این پستها به یک نظریه یهودستیزانه به عنوان «حقیقت واقعی» اشاره داشت. (او بعداً عذرخواهی کرد.) دیگری نظریهای توطئهآمیز درباره حمله با چکش به همسر نانسی پلوسی (Nancy Pelosi)، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، که به شکستگی جمجمه او منجر شد، به اشتراک گذاشت.
در واکنش، دهها شرکت از جمله مایکروسافت (Microsoft) و کوکاکولا (Coca-Cola) تبلیغات خود را در این پلتفرم متوقف کردند. ماسک پاییز گذشته در یک کنفرانس از روی صحنه به آنها گفت:
«تبلیغ نکنید. اگر کسی بخواهد با تبلیغات مرا تهدید کند، با پول مرا تهدید کند، به جهنم بروید. به جهنم بروید. واضح است؟»
طبق ارزیابی شرکت سرمایهگذاری فیدلیتی (Fidelity) در ماه اکتبر، ارزش X در دو سال گذشته نزدیک به ۸۰ درصد کاهش یافته است.

کارآمدی بحثبرانگیز ماسک: از توییتر تا دولت آمریکا؟
به نظر نمیرسید که ماسک اهمیت زیادی به انتقادات بدهد. حتی بدون بیشتر نیروی کار، پلتفرم توییتر که اکنون به X تغییر نام داده است، به فعالیت خود ادامه داد و به طور مداوم در صدر لیست پردانلودترین اپلیکیشنهای خبری در فروشگاه اپل قرار گرفت. برخی از تبلیغکنندگان بزرگ بازگشتهاند. برای برخی از ناظران، همین دلایل کافی بود تا تصاحب توییتر توسط ماسک به عنوان یک نمونه برجسته از کارآمدی شرکتی مورد ستایش قرار گیرد. یکی از اعضای نزدیک به ماسک میگوید:
«آن چه ایلان با توییتر انجام داد این بود که وارد شد، همه چیز را پاکسازی کرد، و حالا بهتر از قبل کار میکند. بنابراین امید این است که ماسک بتواند همین کار را با دولت آمریکا انجام دهد.»
چالشهای پیشروی ماسک در کاهش هزینههای فدرال
این مأموریت بسیار دشواری است. حتی افراد طرفدار کاهش هزینهها نیز در مقابل وعده ماسک برای حذف ۲ تریلیون دلار از هزینههای فدرال متعجب شدهاند. این کار نیازمند کاهش شدید در برنامههایی مانند مدیکر (Medicare)، تأمین اجتماعی (Social Security) و دیگر بخشهای شبکه تأمین اجتماعی است. ماسک هشدار داد که کشور باید آماده «دورهای از سختی موقت» باشد، چون این کاهشها اجرا خواهند شد.
اما هنوز مشخص نیست که او اصلاً قدرت لازم برای اعمال چنین تغییراتی را خواهد داشت. وزارت کارایی دولت (DOGE) خارج از ساختار دولت باقی خواهد ماند و اختیاری برای اخراج کارکنان فدرال نخواهد داشت. بسیاری از کارشناسان بودجه انتظار دارند که این نهاد نیز مانند بسیاری از کمیتههای عالی دیگر که تلاش کردند، اما نتوانستند سیاستمداران را برای کاهش برنامههای محبوب مردم تحت فشار قرار دهند، ناکام بماند.
موانع نهادی موجود
برای شناسایی هدررفت، تقلب و سوءاستفاده، کنگره آمریکا نیازی به کمک ندارد: این کشور قبلاً یک شاخه نظارتی به نام دفتر پاسخگویی دولت (Government Accountability Office) دارد که با دقت تمام این وظیفه را انجام میدهد.
DOGE: رؤیایی بلندپروازانه یا طرحی غیرعملی؟
بسیاری از طرفداران اولیه DOGE اذعان دارند که این نهاد احتمالاً محدودیتهای زیادی دارد و با این حال آن را تحسین میکنند. اندی کسـلر (Andy Kessler)، ستوننویس وال استریت ژورنال (Wall Street Journal)، در ۲۶ آبان ۱۴۰۳ (۱۷ نوامبر ۲۰۲۴) نوشت:
«بله، وزارت کارایی دولت (DOGE) احتمالاً یک رؤیای دور از دسترس است و شاید به اندازه وزارت “راه رفتنهای مسخره” مانتی پایتون (Monty Python) ضروری باشد. اما حتی اگر DOGE آقای ماسک تنها بتواند مقداری از هزینههای اضافی را کاهش دهد و چند صد میلیارد دلار صرفهجویی کند، باز هم ارزشش را دارد.»
تأکید ماسک بر زندگی «صادقانه» و «در چارچوب امکانات»
ماسک (Elon Musk) در مسیر مبارزات انتخاباتی خود بارها از نیاز آمریکا به زندگی «صادقانه» و «در چارچوب امکاناتش» صحبت کرد. اما اگر پلتفرم رسانه اجتماعی او را بهعنوان راهنما در نظر بگیریم، اهداف او ممکن است بیشتر ایدئولوژیک باشد تا کارآمد.
او هدف خود از خرید توییتر (Twitter) را با یکی از دلایل اصلی حمایتش از ترامپ (Donald Trump) برابر دانسته است: او میگوید قصد دارد آزادی بیان در آمریکا را نجات دهد. او در شب انتخابات به جو روگان (Joe Rogan) گفت:
«آزادی بیان اساس دموکراسی است. وقتی آزادی بیان را از دست بدهید، دموکراسی را از دست دادهاید. بازی تمام است. به همین دلیل من توییتر را خریدم.»
انتقاد از عملکرد ماسک در توییتر
گزارشها و مطالعات متعددی نتیجهگیری کردهاند که تحت مدیریت ماسک، این پلتفرم به محلی برای محتوای نفرتآمیز و زیانبار تبدیل شده است، بخشی از دلیل آن این است که او تیم نظارت بر محتوای توییتر را اخراج کرده است.
علت تغییر جهت سیاسی ایلان ماسک به جناح راست
ایلان ماسک، در پاسخ به پرسش درباره تغییر جهت سیاسی خود به جناح راست، اغلب از اصطلاح «ویروس ذهنی بیدار» استفاده میکند. این اصطلاح به تغییرات اجتماعی به جناح چپ در جامعه آمریکا اشاره دارد که به نظر او منجر به سیاستهای هویتی، فرهنگ لغو و بهظاهر سانسور گسترده آنلاین شده است.
نارضایتی ماسک از این مسائل تنها جنبه سیاسی ندارد. در دوران همهگیری کرونا، یکی از فرزندان او درخواست مراقبت پزشکی مرتبط با تأیید جنسیت کرد و ماسک گفته است که او را فریب دادند تا با این موضوع موافقت کند.
دختر ترنسجندر ماسک که اکنون ۲۰ ساله است و از پدرش دوری میکند، در سال ۲۰۲۲ نام قانونی خود را به ویویان جنا ویلسون (Vivian Jenna Wilson) تغییر داد. ماسک در یک پادکست در ماه جولای گفت:
«فرزندم مرده است، توسط ویروس ذهنی بیدار کشتهشده است. من پس از آن سوگند خوردم که این ویروس را نابود کنم.»
واکنش دختر ایلان ماسک
ویلسون روز بعد پاسخ خود را منتشر کرد:
«من برای یک آدم مرده خیلی خوب به نظر میرسم.»
در تاریخ ۵ نوامبر، هنگامی که نتایج انتخابات مشخص شد، ویلسون پیام دیگری منتشر کرد:
«لعنت به سیاستمداران و الیگارشهایی که باعث این اتفاق شدند. خشم خود را متوجه آنها کنید.»
الیگارشی؛ از یونان باستان تا دوج ماسک
در زبان یونانی باستان، واژه الیگارشیا (Oligarkhia) به معنای «حکومت توسط معدود افراد» بود. اولین منتقد این سیستم، ارسطو بود؛ فیلسوفی که در قرن چهارم پیش از میلاد این وضعیت را به عنوان شرایطی توصیف کرد که در آن «افراد دارای اموال حکومت را در دست دارند.»
در ونیز قرون وسطی، رهبر الیگارشی به صورت مادامالعمر حکومت میکرد و عنوانی مشابه همان نامی داشت که ماسک به دپارتمان جدید خود داد: دوج (Doge).

الیگارشی در روسیه؛ نمونهای از قدرت معدود افراد
خالصترین نمود الیگارشی در دوران مدرن در دهه ۱۹۹۰ در روسیه شکل گرفت، زمانی که تعداد اندکی از بازرگانان طی انتقال پر هرجومرج به سرمایهداری کنترل اقتصاد ملی را به دست آوردند. اصطلاح روسی برای این الیگارشی سِمیبانکیرشچینا (semibankirshchina) به معنای «حکومت هفت بانکدار» است.
بوریس برزوفسکی (Boris Berezovsky)، قدرتمندترین عضو این گروه، از داراییهای رسانهای خود برای کمک به پیروزی پوتین در اولین انتخاباتش در سال ۲۰۰۰ استفاده کرد و انتظار داشت رئیسجمهور جدید قدرت را با او تقسیم کند. اما روابط آنها به زودی به نزاع کشید. دولت روسیه برزوفسکی را به تبعید وادار کرد و شبکه تلویزیونی او را مصادره نمود.
برزوفسکی که ورشکسته و تنها بود، در سال ۲۰۱۳ در عمارت خود در حومه انگلیس درگذشت. مقامات علت مرگ را خودکشی اعلام کردند. تا امروز، شبکه رسانهای پیشین او پیامهای کرملین را پخش میکند.
مقایسه با ایالات متحده؛ ترس از شکلگیری الیگارشی جدید
الکس گلدفارب (Alex Goldfarb)، یکی از نزدیکان برزوفسکی، که اکنون در نیوجرسی زندگی میکند، به روابط ماسک و ترامپ با ترکیبی از آشنایی و نگرانی مینگرد. او میگوید: «به نظر میرسد در اینجا نیز یک الیگارشی در حال شکلگیری است.»
گلدفارب توضیح میدهد:
«در سالهای اولیه حکومت پوتین، الیگارشها با تمام توان خود علیه دولت میجنگیدند. اما در اینجا، به نظر میرسد دو الیگارش، ماسک و ترامپ، در حال همکاری هستند تا دولت را تحت کنترل خود درآورند.»
سرنوشت دوگانه قدرت؛ اصلاح یا سوءاستفاده؟
نتیجه نهایی ممکن است به نحوه مدیریت این دوگانه قدرت جدید بر نهادهایی که به زودی کنترل خواهند کرد، بستگی داشته باشد. اگر هدف، بهبود و کارآمدتر کردن این نهادها بهعنوان ابزارهای حکمرانی باشد، بازسازی سیستمی که مدتها زیر بار سنگین بوروکراسی قرار داشته، میتواند به نفع عموم مردم تمام شود.
اما ترامپ پیش از این نشان داده که از این ابزارها، مشابه روش پوتین در روسیه، برای منافع دوستان و حذف دشمنان خود استفاده میکند.
منافع ماسک در این معادله
ماسک میتواند از چنین ترتیباتی سود زیادی ببرد. تا زمانی که او نقش «دوست اول» را ایفا کند، میتواند انتظار داشته باشد که نظارتها و مقررات از سوی مسئولانی که ترامپ در دولت منصوب میکند، آسانتر شود.
مسیر مستقیم او به سوی مریخ شاید از دفتر بیضیشکل کاخ سفید عبور کند. اما فراتر از تماشای موفقیتهای او، چه چیزی به زندگی روزمره آمریکاییها خواهد رسید؟
آینده نهادهای عمومی؛ هزینهای برای مردم عادی
نهادهایی که مراقبتهای بهداشتی ارائه میدهند، آب را پاک نگه میدارند و کودکان را آموزش میدهند، نباید مانند یک کسبوکار اداره شوند. این نهادها برای سودآوری طراحی نشدهاند، اما این موضوع از ارزش آنها نمیکاهد، به ویژه برای شهروندانی که توانایی پرداخت هزینههای خصوصی را ندارند.
اگر این نهادها در تلاش ماسک برای کارآمدسازی حذف شوند، سختیها برای کسانی که به حمایت دولتی وابستهاند، موقتی نخواهد بود. برای آنها، این مشکلات میتواند ویرانگر باشد و وعدههای ماسک برای آیندهای میانسیارهای نیز کمکی به حل مشکلات امروزی آنها نخواهد کرد.
* MAGA مخفف عبارت “Make America Great Again” (آمریکا را دوباره بزرگ کنیم) است. این شعار توسط دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتیاش در سال ۲۰۱۶ بهعنوان یک پیام کلیدی مطرح شد.
این جنبش بر بازگرداندن شکوه و عظمت سابق آمریکا از طریق سیاستهایی مانند تقویت اقتصاد داخلی، کاهش مهاجرت، اولویت دادن به منافع ملی آمریکا در سیاست خارجی، و تقویت ارزشهای محافظهکارانه تمرکز دارد.
جنبش MAGA به نوعی به نماد هواداران ترامپ و سیاستهای او تبدیل شده است و بیشتر میان کسانی که از سیاستهای ملیگرایانه و محافظهکارانه حمایت میکنند، محبوب است. این عبارت در میان طرفداران ترامپ و سیاستهای او بهعنوان یک شعار هویتی و انگیزشی شناخته میشود.